شنبه، اردیبهشت ۱۳

نامه به کودک که هرگز زاده نشد!


نام کتاب :  نامه به کودکی که هرگز زده نشد
نویسنده :  اوریانا فالاچی‏
ناشر :  پارس بوک
زبان کتاب :  پارسی
مترجم :  یغما گلرویی
 توضیحات : نامه به کودکی که هرگز زاده نشد رمانی به زبان ایتالیایی از اوریانا فالاچی‏، نویسنده و خبرنگار ایتالیایی است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. این کتاب با زاویه دید اول شخص و در قالب نامه‌‌ای از راوی داستان، یک زن جوان که گویا خود فالاچی است، با جنینی که در رحم خود باردار است نوشته شده که فرزند نازاده‌اش را از مصیبت‌های دنیا و بی‌رحمی آن می‌آگاهاند. این کتاب تا ژانویه ۲۰۰۷ بیش از ۴ میلیون نسخه (بدون احتساب کپی‌ها) فروش داشته‌است. این کتاب نخستین بار در سال ۲۵۳۶ شاهنشاهی با عنوان « به کودکی که هرگز زاده نشد» توسط مانی ارژنگی به فارسی ترجمه و توسط موسسه انتشارات امیر کبیر در ایران منتشر شد. دومین ترجمه کتاب با عنوان «نامه به کودکی که هرگز متولد نشد» توسط ویدا مشفق به فارسی ترجمه شد و انتشارات جاویدان آن را در سال ۱۳۵۵ منتشر کرد. در سال ۱۳۸۲ یغما گلرویی ترجمه چهارم این کتاب را انجام داد و انتشارات دارینوش آن را به چاپ رساند.

پنجشنبه، اردیبهشت ۴

انسان گرگ انسان؛ رویای عمیق!

از نگاه هابز، انسان، گرگ انسان است. بنابراین خشونت و ستیز ذاتی انسان است.  هابز باور داشته که زیاده‌خواهی و خودخواهی آدمیان، به «جنگ همه علیه همه» خواهد کشید و برای پیشگیری از آن چاره ای جز قرارداد اجتماعی و دولت مقتدر نیست. شاید خیلی ها با هابز موافق نباشد؛ اما خیلی از بزرگان دیگر همانند؛ پیلاتوس، کارل مارکس و فردریک انگلس نیز از جنگ هکه علیه همه حرف زده اند. شما چه فکر می کنید؟ در نگاه اول با دیدن این نقاشی ها چه چیزی در ذهن تان شما را بخود مشغول کرد؟

Lucinda Bell
Abbotsleigh
Artwork title: Dreaming deeply
HSC year: 2013, ARTEXPRESS year: 2014
خالق اثر با خلق این آثار در حقیقت بی خوابی، دیدن رویا در خواب را و همچنین ذهن ناخودآگاه را را به بررسی گرفته است.  بی خوابی خودم با توجه به مقدار بیش از حد استفاده آدرنالین، در مقایسه با با یک نوجوان معمولی بستگی دارد، و من نسبت به پیشرفت آن نگران بودم. او می گوید در خلق این اثار، از تجربه و رویا هایی مجزای که در زمان خواب دیده است استفاده کرده.

دوشنبه، فروردین ۲۵

آنچه هوس می کنید؛ تصور کنید

برای نوزدهمین دوسالانه سیدنی؛ دیبوره کیلی "Deborah Kelly " مچموعه را تحت عنوان " آنپچه هوس می کنید؛ تصور کنید" متشکل از نوزده پرتره زندگی در نگارخانه نیوسوت ویلز به نمایش گذاشته است. این مجموعه از جلسات هفتگی تحت عنوان " هیچ انسان در مرام ما غیرقانونی نیست " تولید و توسعه یافته است.
Deborah Kellyهنرمند استرالیایی یک مجموعه متشکل از نوزده پرتره زندگی را تحت عنوان " آنپچه هوس می کنید؛ تصور کنید" در نگارخانه نیوسوت ولز به نمایش گذاشته است.  این مجموعه از جلسات و کارگاه های آموزشی تحت عنوان هیچ انسان در مرام ما غیرقانونی نیست آغاز شده و از طریق جلسه هفته ای آموزش و یادگیری و همکاری فشرده تسهیل وتوسعه یافته است. 
مرکز همکاری بصورت برهنه از کسانی که می خواسته اند در این پروژه نقش داشته باشند عکس گرفته است.  هدف شرکت کنند گان از به نمایش گذاشتن تصاویر معاصر خود، در صدد انتقال شخصیت و دیدگاه و منافع خود از طریق ارتباطات آنلاین و یا هم ارتباطات شخصی هستند. 

یکشنبه، فروردین ۲۴

نتایج امتحان کانکور؛ وضعیت آشفته معارف مالستان


اشاره: این نوشتار را بدین دلیل می نگارم تا شاید آنهایی که در قبال فرزندان مردم مسوولیت دارند ، بخواند و یک کمی به خود آید به و سرنوشت و آینده فرزندان مملکتم کمی فکر کنند. در این چند خط نوشتار من از یک مکتب بعنوان مثال استفاده می کنم و این بدین معنی نیست که فقط نتایج این مکتب برایم قابل انتقاد باشد؛ بلکه نشانگر وضعیت آشفته و در هم ریخته معارف در مالستان است. دیگر مکاتب مالستان نیز از وضعیت بهتری برخوردار نیست و در این منجلاب غرق است. 

چهارشنبه، فروردین ۶

سید انور آزاد - دو تار دمبوره


جهان دو تار دمبوره ناسور گشته --- وُی دو چشمانم زگریه کور گشته 
 ای هیَ دوچشـانم زگریه کور گشته 
 آها بیا دیده دمی تو دربر من --- وُی که طعمه زندگانی شور گشته 
 ای هَی که طعمه زندگانی شور گشته
 جهان شبانگاهم دوچشمانم بی بندم --- وی بریزم پر کنم پیمانه هر دم 
 ای هَی بریزم پی کنم ئیمانه هردم
 آها بنوشم جام می را قطره قطره --- وی رها گردم زقید غصه و غم
 ای هَی رها گردم زقید غصه و غم
 الی سحرگاهان برایی چاره جویی --- وی وضو گیرم بدربار اِلهی
 ای هَی وضو گیرم بدرگاه الهی 
ها دو دستانم برم بالا و خواهم --- وی وصال یار و پایان جدایی
 ای هَی وصال یار پایان جدایی
 الَی کاشگی زودی زمستو بار موشودی --- وُدِی رفتو ئیش نگار موشودی
 ای هَی وُدِی رفتو پیش نگار موشودی
 دو دستانش بدستم می گرفتم --- وُی دوچشمانش دیده خمار موشودی
 ای هَی دوچشمانش دیده خمار موشودی
 جهان دلم حال و هوایی یار دارد -- وُی میل سفر سوی گُلزار دارد
 ای هَی میل سفر سوی گُلزار دارد
 آها روم گلزار بی بینم یار دم خو --- وُی که دلمه غصه بسیار دارد
 ای هَی که دلمه غصه بسیار دارد

دوشنبه، اسفند ۲۶

حمید فیدل،،،!

آن لحظه‏ ها با مرحوم ناصر عبداللهی گذشت و هنوز آوای او در گوش‏هایم تکرار می‏شود که: این شفق است یا فلق مشرق و مغرب ام بگو/ من به کجا رسیدم ام جان دقایق ام بگو. آن روزها نه مشرقی بود و نه مغربی، دورم می‏چرخیدم، گیج و گول بودم، کسی هم نبود که بگوید به کجا رسیده ام، جز اینکه ناصر می‏گفت: از خانه بیرون می‏زنم اما کجا امشب/ شاید تو می‏خواهی مرا در کوچه‏ ها امشب. امشب زپشت ابرها بیرون نیامد ماه/ بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب. من به دنبال قرقی بودم که از درون آن خودم بیرون بیایم. آن قرق آمدن برادرم به ایران بود و برگشتن من به سرزمین نفس‏ های مادر و پدرم.

دوشنبه، اسفند ۱۹

The Haunted Lotus

The Haunted Lotus:

'The haunted lotus' is a display of paintings by Hazara artist Khadim Ali. The ideas for the paintings came from the Persian Book of Kings, or Shahnama. Ali’s grand father had read the book to him when he was a little boy, and Ali relates the paintings to violence in Afghanistan. He identifies the book's hero with the history of Hazara people in Afghanistan, especially people living in the caves at Bamyan, made world famous as the place that statues of the great Buddha were destroyed by the Taliban in 2001. Also on display are handmade carpets made from his paintings by artisans in Kabul.

یکشنبه، اسفند ۱۸

"گنجینه های پنهان افغانستان" در نگارخانه ( New South Wales) استرالیا

"گنجینه های پنهان افغانستان" نام نمایشگاه است در نگارخانه " نیوسوت ولز" که آثار باستانی با ارزش از موزه ملی کابل را به نمایش گذاشته است. این گنجینه آثار با ارزش مربوط مناطق: آی خانوم، بگرام، طلا تپه، تپه فلول، میباشد.؛آی خانم در واقع ماه خانم به زبان ازبیکی است که در قرن چهارم قبل از میلاد توسط یکی از پیروان الکساندر کشف شده است و در شمال افغانستان، بین دریای آمو و کوکچه قرار دارد. و در سال ۱۹۶۱ محمد ظاهر شاه، حاکم وقت افغانستان در حین شکار به این شهر تاریخی یونانی که می تواند یکی از بهترین شهرهای یونانی در مرکز آسیاست، را متوجه شد؛ بعد از سه سال حفاری که توسط تیم کاوش گری فرانسه حمایت می شد آعاز گردید و از سال ۱۹۶۴ - ۱۹۷۸ م ادامه یافت. اما متاسفانه در جنگ بین افغانستان و شوروی و همچنین جنگ های داخلی و درگیری دوران طالبان حفاری متوقف شد و حتی بعد از سال ۲۰۰۶ م که باستان شناسان فرانسوی توانستند به آی خانم برگردند، سایت توسط جنگ جویان مسعود و طالبان و همچنین غارتگران کاملاَ آسیب دیده است.

جمعه، اسفند ۱۶

نمایشگاه گُل


...

سه‌شنبه، اسفند ۱۳

نمایشگاهِ آسمان خراش ها در سیدنی ،،،‌ !

چند عکس از آسمان خراش هاییِ سیدنی

سامسونگ گلاکسی ایس ۵ (Samsung Galaxy S5) یک گام به جلو

شرکت سامسونگ یکی از شرکت هایی الکترونیکی کره جنوبی است؛ و یکی از بهترین ها در آسیا است. این شرکت رقابت سنگین با دیگر شرکت هایی الکترونیکی و بخصوص شرکت معروف و معظم اپل (Apple) دارد. هرکس از تلفن هایی هوشمند استفاده می کند یا هم اینکه اخبار تکنولوژی و تلفن هایی هوشمند را دنبال می کند بخوبی از جنگ شرکت اپل و سامسونگ خبر دارد. 

جنگ که به دادگاه کشیده شد و سامسونگ به مشکلات بزرگ گرفتار شده است، و مجبور به پرداخت هزینه سنگین برایی رعایت نکردن حق اختراع است. من نمی خواهم به رقابت سنگین بین این دو غول الکترونیکی بی پردازم؛ فقط اشاره کردم تا گفته باشم که رقابت سنگین بین این شرکت ها وجود دارد. چیزی که من می خواهم بدان بی پردازم اینه که آخرین مدل از گوشی هایی هوشمند این غول دنیایی الکترونیک را به بررسی گیرم و مقایسه کنم که در حقیقت چه دارند. 

چهارشنبه، اسفند ۷

۳ افسانه؛ سد در مقابل پیشرفت مردم فقیر

 نامه سال ۲۰۱۴ بل گیتس
تقریبا با تمام وجود، جهان بهتر از آن است که همیشه بوده است. مردم بیشتر ی سالم تر عمر می کنند. خیلی از کشورهایی که کمک دریافت می کردند حالا دیگه خودکفا هستند. شما ممکن است فکر کنید که چنین پیشرفت قابل توجه باید جشن گرفته شود؛ اما در حقیقت ملیندا و من شوکه شده ایم از اینکه مردم می گوید جهان خرابتر شده است. باور که می گوید، دنیا نمی تواند فقر شدید و امراض وحشتناک را از بین بی برد نه تنها اشتباه است؛ بلکه مضر است. بنابر همین دلیل ما در نامه امسال خود بخش از افسانه هایی که تاثیر منفی بر کارها دارد را نوشته ایم. و امیدواریم که اگر دفعه بعد چنین افسانه هایی را شنیدید؛ شما نیز چنین کنید.                            بل گیتس
                     

دوشنبه، اسفند ۵

از بار تو در موخروم

حتی اگر کیتارو از شرق و یانی و ونجلس از غرب یکجا شوند و بهترین موزیک دنیا را بنوازند، قادر به بیان احساس عشق و علاقه که در وجود یک انسان هزاره است نخواهند بود. این عشق و علاقه و دوستی فقط با دو تار دمبوره قابل بیان است. 

جهان یَگو رایی که قد تو سر موخوروم  // //  بله دنیا از بار تو در موخوروم
ده یاد مه در مییی بیگا و صبا // //  بجایی نان خونِ جگر موخوروم 
دل مه ره بورده دو چشمایی دیده //  // ای هی بلی بورِ بیه رساییِ دیده
او توره که منگروم کد خود خو موگوم // // ای هی ده شانمه ملی کِه خدایی دیده
الا الا بلی بور کومایی چاکه رنگ تو // // وٌُی دلمه بی بولغه افتاده ده چنگ تو
وُی ده هر سو منگروم یک گل نیافتوم // // که جوب باشه بلده دستایی قشنگ تو 

سه‌شنبه، بهمن ۲۲

نقطه عطف افغانستان؟

اشاره:
مطلب زیر در واقع گزارش است که در سال ۲۰۱۱ از شبکه ( ایس بی ایس SBS ) استرالیا پخش شده است؛ فیلم مستند که من به متن برگرداندم. گرچند این فیلم مال دوسال قبل است ولی من از اوردن آن به متن و ترجمه آن به فارسی چند هدف داشتم.
اول: طالبان این ویروس خطرناک و کشنده همچنان به قتل و کشتار ادامه می دهد و بعد از برهاندین ربانی هزاران تن از هموطن هایی عزیز مان توسط این گروهگ کثیف به قتل رسیده است و پایان آن نیز نامعلوم است.
دوم: قبل از اینکه به استرالیا بیایم؛ چه زمان که در اندونزی بودم و چه زمانی که در پاکستان و افغانستان بودم؛  یک ذهنیت غلط نسبت به هموطنانمدر اینجا در ذهنم شکل گرفته بود. ذهنیت که با امدن بدینجا به یک بارگی فرو ریخت. خلاصه عرض می کنم و نمی خواهم وارد جزیات شوم. حرف اینه که ما در عصر ارتباطات زندگی میکنم و در این عصر رسانه ابزار است مهم. در عصر ارتباطات کسی که صاحب رسانه است و زبان دارد. به این معنی که اگر کسی رسانه نداشته باشد زبان ندارد. قصه ما مردم قصه نداشتن زبان است. زبان که بتواند حرف مان را بیان کند. 
سوم: قصه رفاقت خانم هماسلطانی با ملا محمد عمر رهبر کور طالبان؛ قصه است بس دراز. این خانم ادعا کرده بود که ملاعمر در خانه ایشان است و دولت اگر می خواهد با طالبان مذاکره کند؛ باید مذاکره را از خانه او آغاز کند و القصه این که خانم دروغ می گفته است و با این دورغ هایی شاخ دارش نه تنها آبرو مردم شریف مالستان را برده بلکه ضربه بس سنگین را بر پیکر نمیه جان مردم ما کوفته است. در کشورهایی چون سویدن؛ ناروی؛ استرالیا قرار داد هایی بین وزارت مهاجرین و دولت هایی نام برده امضا شده بود مبنی بر اخراج مهاجرین افغانستان از آن کشور ها. که اگر تلاش خانم سیماسمر؛ کامران میرهزار؛ و بصیر آهنگ نمی بود نصف از مهاجرین از آن کشورها اخراج می شد. بیشتر از این دیگه چیزی نمی گویم؛ فقط امیدوارم که مردم مالستان در اینده به ادم بهتری رآی دهد.


افشار٫٫٫٫!

جمعه، بهمن ۱۸

مالستان؛ بومی در اعماق دره های سرسبز

عناوین: پیشگفتار ؛ جغرافیای طبیعی ؛ جفرافیای مردمی ؛ فرهنگ( ازدواج، اعیاد، فدیه نوروزی، چارده پال، موسیقی، مکتب ملایی،  تقدس گرایی و خرافه پرستی) نتیجه گیری)

پیشگفتار:

در نوشته حاضر، نگارنده سعی کرده است مالستان را به عنوان جزئی در عین حال مستقل از کل در نظر بگیرد. به این معنا که مالستان قبل از همه، شهرستانی است به لحاظ تقسیمات ارضی و جفرافیای افغانستان؛ مربوط به یکی از ولایت کشور به نام ولایت غزنی. منظور از جزء مستقل، بطور آشکار به این معناست که در اینجا سعی به عمل آمده است تا شهرستان مالستان را به لحاظ تعریف از لحاظ موضوع، یک جفرافیای مستقل در نظر بگیرد که در آن فرهنگ ها، هنجارها، سنت ها و باورها، گویی بطور شگفت انگیز ظهور و سیر تکاملی خودش را در پهنه آن پیموده است. هرچند خیلی از این سنت ها و فرهنگ ها، در بسا موارد تبار یکسان دارند که گاهی متعلق به یک ملیت خاص، جفرافیای خاص و فرهنگ خاص می شود و از طرفی در بسا موارد، خصیصه مشترک فرهنگی ملیت های دیگر را نیز در بر می گیرد. در عین حال، نویسنده کاری نه یک تحقیق تاریخی یا میدانی، بلکه خود آنچه را دیده و در آن محل بزرگ شده است را انجام داده است.
بیشتر گفته ها، واقعیت هایی است که در قالب روایت بیان شده است. در کنار این، صرف می توانم بگویم این قلم برای درک و تعریف بهتر و خوب تر این شیوه را پسندیده است. واژه جزء را هم از آنجایی به زبان آوردم که طبعیتاً فرهنگ، هنجارها و سنت ها در گستره خاصی جفرافیایی تعریف می شوند. از سویی، این فرهنگ ها می تواند از مرز یک شهرستان نیز فراتر برود و بسیاری از اجزای آن، بصورت جز به جز در هر منطقه و شهرستانی تبارز کرده باشد. مثلاً بدیهی است که بسیاری از عناصر فرهنگی شهرستان مالستان اشتراک همه جانبه با فرهنگ های سایر شهرستان ها  ولایت های کشور داشته باشد که در این صورت می توانیم بگوییم این فرهنگ ها و سنت ها تنها مربوط به شهرستان کوچکی مالستان نبوده و با اکثر جزئیات قلمرو جفرافیایی بیشتری را در بر می گیرد. با این همه، لازم به تذکر می دانم که در کنار درک و تعریف بهتر از جفرافیا، فرهنگ و سنت ها، در قضاوت این امر، کدام دلیل و منظور خاص در کار نیست؛ بلکه آنچه هست، موضوعی است با سبک نوشتاری ساده، رئالیستی و گهگاهی با چاشنی یی از توصیف و تخیل پردازی و اضافه گویی ها؛ اما با سبک و ساختار خاص و مربوط به خودش.

پنجشنبه، بهمن ۱۰

بخش کوتاه از سخنان قسیم اخگر در جمع معترضان کابل



وقتی در جامعه آزادی نقض می شود، تمامی ارزش ها نقض شده است. وقتی که آزادی به اینصورت مورد اهانت قرار می گیرد، کسی که باید پاسدار قانون باشد، خودش بصورا ضدقانونی دستور تجاوز بر جریم آزادی می دهد. درکشور که جنایت کاران، دلالان، قاتلان، مافیایی مواد مخدر در پناه قدرت، به کاربار شان ادامه می ایدهد، این آزادی است که مورد تجاوز قرار می گیرد. این است که ما، خواه نویسنده، جورنالیست، آستاد، دانشجو، ویا مردم عادی هستیم، باید بدانیم که تنها چیزی که تمامی حقوق مارا حراست می کندِ، پاسداری می کندِ، آزادی است. و اگر ما در برابر این تجاوز ضد قانونی از خود واکنش قانونی، دمکرات، از خود نشان ندهیم، تمام حقوق مان مورد تعرض قرار می گیرد. 

از دیر باز کوشش هایی زیادی شده است، جریان دارد تا، علیه آزادی توطیه شود. و این عمدتا بخاطر امتیاز دادن ، و چراغ سبز به طالبان، اخوانیان، و نیروهایی وابسته هرجانبه است. بناَ بخاطر استقلال، بخاطر قانونیت، بخاطر عدالت، بخاطر دفاع از هویت انسانی خود، باید در برابر این تجاوز، ایستاد شویم، و هدف ما از گردهمایی امروز همین است. البته این آخرین حرکت نخواهد بود. بلکه آغاز گردهمایی ها و تجموعات دمکراتیک ما خواهد بود.

دوشنبه، بهمن ۷

سه نکته و یک پیشنهاد در مورد مناظره سید استرجنرال

از دیشب تا بحال دوستان مطلب را مرتب نشر می کنند که در آن الحاج استر جنرال سیدحسین انوری خواهان مناظره در تلویزیون در مورد افشار با حضور شخصیت هایی چون؛ خلیلی ، محقق ، شده است. این اولین بار این سید خونخوار نیست خواهان مناظره می شود؛ چندی پیش نیز ایشان خواهان مناظره با اقایان خیلی، محقق، اکبری ، فهیم ، سیاف ، شده بود. البته فکر می کنم جناب سید استرجنرال خونخوار اسامی بعضی را که باید در مناظره درکنار ایشان حظور داشته باشد را فراموش کرده است. افراد چون؛ ایت الله المنافقین شیخ الشیاطین آسپ محسنی تناسلی قندهاری و سید محمد علی خان جاوید و دبل داکتر عبدالله و قانونی مارشال گوساله و امثال هم.


1- حادثه افشار و جنگ هایی خونین کابل توسط سازمان مستقل حقوق بشر مستند سازی شده است و افراد دخیل در این جنگ هایی خانمانسوز شناسایی شده است و فقط مانده است که افشا شود و به دادگاه جرایم جنگی کشیده شود.

2- انوری خوب می داند؛ اشخاص را که نام برده است به هیچ وجه حاظر به مناظره تلویزیونی نمی شود؛ بنابر همین دلیل است که ایشان خواهان مناظره تلویزیونی شده است. چنین مناظره اصن امکان پذیر نیست و یک چیز غیر ممکن است!


3- مناظره تلویزیونی حتی اگر با کسانی که جناب سید استرجنرال نام برده است صورت بیگیرد بجایی اینکه نتیجه خوبی داشته باشد ، نتیجه بدی خواهد داشت که به هیچ وجه به نفع مردم و خاصه فاجعه دیده گان افشار نیست. مناظره کسی را دادگاهی نمی کند و به زندان نمی فرستد و بریی عاملین حُکم صادر نمی کند، تنها و تنها باعث می شود که زخم کهنه سرباز کند.


انوری چون خودش در قضیه افشار دست دارد و یکی از متهمین فاجعه افشار است به هیچ وجه دوست ندارد که حرف از رسیدگی به پرونده فاجعه هولناک افشار به میان اید. اما چرا ایشان با وجود دانستن این که کسی حاظر به مناظره تلویزیونی با ایشان نمی شود ؛ ایشان خواهان مناظره تلویزیونی شده است؟ خوب جواب این سوال مشخص است؛ ایشان در صدد تبریۀ خود نزد افکارعمومی در جامعه است. وقتی ایشان اعلام می کند که من حاظرم در مورد افشار مناظره کنم ؛ بعد هیچ کس حاظر نمی شود در این مناظره شرکت کند، در اذهان مردم و افکار عامه چنین القا می شود که جناب سید استرجنرال در فاجعه هولناک افشار دخیل نیست و کسانی دیگری است که در این فاجعه دخیل است. و مردم فکر خواهند کرد که اگر انوری در فاجعه افشار دخیل می بود خواهان مناظره تلویزیونی یا حظور افراد که اسم برده است نمی شد.

پیشنهاد:
دوستان؛ آنهایی که خواهان رسیدگی به پرونده افشار است بجایی اینکه برطبل مناظره تلویزیونی سید استرجنرال با سیاف و فهیم و خلیلی و محقق و اکبری و غیره بکوبد؛ بهتر است خواهان افشایی نام عاملین فاجعه افشار توسط کمسیون مستقیل خوق بشر باشد و خواهان به دادگاه کشیده شدن عاملین فاجعه هولناک افشار در دادگاه جرایم جنگی باشد. این تنها راه است که می شود بدان امید بست و مجرمان را آنهایی که دست شان تا آرنج به خون مردم آغوشته است به پنجه قانون سپرد. این شکلی است که کمی از درد افشار کاسته می شود.

                                           ............................. عکس ؛ خرمگس مزاحم ................................